احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
166
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
روز دوشنبه 12 آپريل 1915 - ساعت 7 صبح از هارونآباد حركت و ساعت 12 به حسنآباد وارد و ساعت پنج و ده دقيقه بماهىدشت رسيديم كه در اينجا آقاى ماكس اوتوشونمان نماينده قنسولگرى آلمان در كرمانشاه و 250 نفر ژاندارمى كه دولت ايران بنام اسكورت براى دو وزيرمختار فرستاده بود بما برخوردند - اين اسكورت زير نظر دو نفر ماژر سوئدى نيلسن دوماره و نيستروم بودند باتفاق اين اسكورت روز سهشنبه 13 آپريل 1915 ساعت 7 از ماهىدشت حركت و ساعت 2 بعد از ظهر وارد كرمانشاه شديم دو روز ميهمان آقاى شونمان بوديم كه خانه بسيار بزرگى در اجاره داشت و همان موقع به سمت ويس قنسول آلمان در سلطانآباد انتخاب شد . وقتى ما وارد كرمانشاه شديم قنسول انگليس و قنسول روس و كلنى آنها و اعضاى بانكهايشان فرار كردند زيرا قزاقها و سوارهاى نيزهدار هلندى محافظين آنها از محافظتشان سرپيچيدند قزاقها بقنسولگرى آلمان و هندىها بقنسلگرى عثمانى آمدند وقتى ما از كرمانشاهان حركت كرديم سواران هندى با لباس پاراد ( سان ) جلو ما و قزاقان عقب ما حركت ميكردند . روز جمعه 16 آپريل 1915 - دو ساعت بعد از ظهر ما از كرمانشاهان حركت كرديم و ساعت شش بعد از ظهر به سليمانيه ملك سردار اجلال وارد شديم و شب را در آنجا توقف كرديم و روز شنبه 17 آپريل ساعت نه و نيم صبح حركت و ساعت يك و نيم بعد از ظهر وارد سمنكان شديم - روز يكشنبه 18 آپريل ساعت هفت و نيم صبح از سمنكان حركت و ساعت ده وارد صحنه شده و بلافاصله حركت كرده ساعت سه و نيم بعد از ظهر وارد كنگاور كه فرج إله خان افشار حكومت آنجا را داشت شديم روز جمعه 19 آپريل ساعت هفت و نيم صبح از كنگاور حركت و ساعت يك و نيم بعد از ظهر از قريه فواسبد و ساعت چهار و نيم از قريه جميلآباد گذشتيم اين دو قريه بر اثر حملات شاهزاده سالار الدوله در چند سال قبل به كلى خراب شده و ما از ميان خانههاى مخروبه گذشتيم ( شاهزاده - ابو الفتح ميرزا سالار الدوله در اول نوامبر سال 1881 متولد شده و پسر سوم مظفر الدين شاه و عموى سلطان احمد شاه است . در سال 1897 كه شانزده ساله بود بحكومت كرمانشاه انتخاب شد و در آنجا با دختر رئيس ايل ازدواج كرد در سال 1904 نظر بسوءظنى كه شاه بمشاراليه پيدا كرد و تصور نمود در انقلابات آنجا دست داشته است بطهران احضار شد و در يكى از قصور شاهى اطراف طهران تحت نظر قرار گرفت ( ليتن ) در همان اوقات موفق به ملاقات با ايشان شد . در تاريخ 20 آوريل 1915 - از جميلآباد حركت و بتويسرگان رسيديم و بدولتآباد رفتيم بعد از آنجا به سلطانآباد رفتيم - 25 آوريل صبح حركت كرديم و غروب به قم رسيديم كه نمايندگان روحانيون و اصناف و تجار و ساير اهالى از ما استقبال كردند در قم مطلع شديم كه در تهران بنا به فشار روس و انگليس كابينه ساقط شده تمام افسران سوئدى از خدمت منفصل شدند و امكان توقيف وزراء مختار متفقين اروپاى مركزى پيشبينى مىشود در جلسهء كه اين خبر مطرح بود من دخالت و اظهار نظر كردم كه در هر اوضاع و احوالى بايد به سمت تهران حركت كرد زيرا برگشت از دروازههاى پايتخت بقدرى مسخره است كه حتى مرگ و يا توقيف تحملش از آن آسانتر است و على رغم تمام اخبار بد حركت خود را بطهران ادامه داديم - خوشبختانه شارژهدافر آلمان و تركيه موفق شده بودند شاه را به طرف ما متمايل سازند ورود ما بطهران پس از اين عمل روس و انگليس تأثير مضاعف داشت . دوشنبه 26 آپريل از قم حركت كرديم و ظهر به حضرت عبد العظيم رسيديم در اينجا تورقود